موهومات

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است...

توهم شماره نوزده- کادوی تولد...

۱ ۰

دوست خیلی خیلی عزیزم امروز کادوی تولد برام آورده بود که محشر بود واقعا... کتاب سیاه مشق هوشنگ ابتهاج :-)))

یه عالمه شعر های قشنگ قشنگ توش هست...

دست دوستم درد نکنه... 

ممنون دوستم :-)))

میخوام شعری که بعد اولین بار گشودن کتاب اومد رو به اشتراک بذارم باهاتون :-)))

...

غیر عشق او، که دردش عین درمان گشتن است،

حاصل هر کار دیگر جفت حرمان گشتن است


خوشدلی خواهی پی او گیر، کاندر باغ مهر

صبح را از بوی این گل ذوق خندان گشتن است...


شمع را زان رو خوش افتاده ست این خودسوختن

کز فنای تن هوای او همه جان گشتن است


تا نهادی گنج راز عشق خود در خاک ما

قدسیان را ملتمس تشریف انسان گشتن است


تا سر زلف تو شد بازیچه دست نسیم

کارو بار جمع مشتاقان پریشان گشتن است


جام بشکستند و اکنون وقت گل خون می خورند:

حاصل آن توبه کردن این پشیمان گشتن است


از لب پیمانه، گر سر می رود، لب بر مگیر

مرد را از جان گذشتن به ز پیمان گشتن است


سایه! ایمان خلیلی نیست در این دام کفر

ورنه آتش را همان شوق گلستان گشتن است.

- ه. ا. سایه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
دخترکی تنها در دنیای کوچک خود بودم
که خواب پرواز بر فراز بلندترین درختان دیدم.
من که هستم؟
ستاره ای بر من خندید
و خدا پاسخ داد.
آخرین نظرات
مطالب پر بحث تر
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان