موهومات

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است...

توهم سی و پنج- رنج های ورتر جوان!

۲ ۱

در زیر گزیده هایی از کتاب "رنج های ورتر جوان" اثر گوته رو آوردم که لذت خوندن کتاب رو با شما شریک بشم و البته هدف والاتر تشویق شما به خوندن این کتابه... لطفا برای من نظراتتون رو بذارید که بتونم به مطالب وبلاگ جهت گیری بهتری بدم. 

لازم میدونم اشاره کنم که گلچین کردن جملات از چنین کتابی کار راحتی نیست. انتخاب بین خوب و بهتر مطرحه :-)))

...

می گویند نژادی از اسب نجیب هست که اگر وحشتناک تازاندی و به ستوه اش آوردی، از سر غریزه یک رگ خود را به دندان پاره میکند، که تنفس را بر خود آسان تر کرده باشد. من هم اغلب چنین حالی دارم. دلم میخواهد یک رگ خود را باز کنم و به این ترتیب به آزادی جاویدان برسم.

...

می گویم مثل همه جای دیگر! نسل و نژاد آدمی راستی که از یک غالب و قماش است. بیشتر آنها بیشتر وقتشان را صرف گذران زندگی شان می کنند و آن اندک فرصتی که برایشان به جا می ماند، چنان به وحشتشان می اندازد که با هر وسیله و ابزاری از پی دفع و کشتنش بر می آیند. آه از این سرشت آدم ها!

...

قلب ما اگر از عشق خالی باشد چیست؟! چیست فانوس خالی از نور؟! ولی همین که شعله را در این محفظه گذاشتی، آن تصویرهای همه رنگ بر دیوار سفید اتاق به تجلی در می آید!

...

من به سهم خود یک بار دیگر از این مشکل پیش پا افتاده دریافتم که کج فهمی و کاهلی بارها بیش تر از نیرنگ و بدخواهی خبط و خطا به بار می آورند. دست کم این دو عیب آخر بی شک رواج کمتری دارند... 

...

راستی که قلب آدمی چیست! من تویی را که دوست دارم و دلبسته اش هستم می گذارم و می روم و خوشحالم! می دانم که تو می بخشی ام. آخر مگر آشنایی های دیگرم را هم سرنوشت برای آن دستچین نکرده بود که به دل مثل منی رنج برساند؟

...
کسانی هم هستند که روی کار و کسب حقیرشان یک اسم دهن پر کن می گذارند و دنبال سود خود دویدن را با منت تمام کاری کارستان در راه رفاه جامعه جا می زنند. 
خوشا به حال آن ها که این عشوه ها را بلدند!
...
از این که می شود و ممکن است که آدم ها برای هم اینقدر بی ارزش باشند، دلم میخواهد که سینه ام را بشکافم و مغزم را پریشان کنم. 
...
آه از این حس گم کردگی، این کمبود وحشتناکی که در سینه خود دارم!
...
تو خودت می دانی که من برای دین احترام قائلم، و حس و دلم با من می گوید که دین برای برخی از پای افتادگان تکیه گاه است و برای برخی دلسوختگان طراوت جان.  ولی آیا می تواند و حتما لازم است که برای هر انسانی همین نقش را داشته باشد؟

mi nOr
۰۴ بهمن ۱۷:۲۳
براستی که رفتار اسب نژاد نجیب برای من خیلی قابل تفکر بود و چیزی که انگار کمتر کسایی توی این روزگار درکش می کنن.
منم یه همچین حسی دارم گویا که انگار برای خلاص شدن از وضعیت پر استرس باید رگ خودم رو با دندون پاره کنم تا به آرامش جاویدان برسم .. 
+ من ضعیف نیستم
پاسخ :
فکر می کنم دو یا سه ماه پیش این کتابو خوندم و واقعا چه حس عجیبی بهم دست داد وقتی به این جمله رسیدم. گاهی اوقات یه حرفی تو دلته که نمیتونی با واژه ها بیانش کنی، اونوقت حسودیت میشه که چطور میشه یه نویسنده ای توی یه جمله همون حرف دلت رو بزنه.
گاهی اوقات به قدری خسته ای که حس میکنی باید قلبت رو از سینه ات بکشی بیرون و تمومش کنی. 
+ منم ضعیف نیستم. فقط ما مدت زیادی قوی بودیم :)))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
دخترکی تنها در دنیای کوچک خود بودم
که خواب پرواز بر فراز بلندترین درختان دیدم.
من که هستم؟
ستاره ای بر من خندید
و خدا پاسخ داد.
آخرین نظرات
مطالب پر بحث تر
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان