موهومات

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است...

توهم چهل- شاه لیر (سه)

۳ ۱

مامور حقه باز، دست خونینت را از او بردار! برای چه آن روسپی را تازیانه میزنی؟ پشت خودت را برهنه کن! تو، برای کام گرفتن از او به سر می دوی، و باز برای همین گونه کار تازیانه اش میزنی. رباخوار آن را که سرش کلاه بگذارد حاضر است دار بزند.عیب های کوچک ژنده پوشان از خلال پارگی های لباس شان نمایان می شود، اما رداها و جامه های خز دولتمندان همه عیب ها را پنهان می دارد.

ما با اشک و فریاد به دنیا آمدیم، خودت میدانی، نخستین بار که هوا را بو کشیدیم، ونگ زدیم و گریستیم.

ما در وقت زاییده شدن، برای آن گریه و فریاد می کنیم که به این تماشاخانه بزرگ دیوانگان آمده ایم.

Lin ArcX
۰۴ بهمن ۱۶:۲۸
ای کاش ازمون سوال میشد میخوای وارد این دیونه خونه بشی یا نه. مطمینا جواب من یکی نه بود. 
پاسخ :
منم جوابم نه بود. 
زندگی کردن یک وظیفه اجباری بود که بر دوش ما گذاشته شد. 
حالا باید کلی فکر کنیم ببینیم چطور میشه شرایط موجود رو تلطیف کرد!
مرسی از همراهیتون :)
متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
دخترکی تنها در دنیای کوچک خود بودم
که خواب پرواز بر فراز بلندترین درختان دیدم.
من که هستم؟
ستاره ای بر من خندید
و خدا پاسخ داد.
آخرین نظرات
مطالب پر بحث تر
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان