موهومات

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است...

توهم چهل و یک- گاهی اوقات...

۱ ۱۰

راستشو بخوای گاهی اوقات اینقدر خسته میشم که تنها راه نجات از حس بدم رو این می دونم که قلبم رو از توی سینه م بکشم بیرون. اون مواقع، زمانایی که خیلی از دست خودم عصبانی و ناراحتم. مخصوصا وقتایی که از حرف یا رفتار کسی ناراحت میشم (من HSP هستم) و دلم میشکنه.

گاهی اوقات فکر میکنم بدنم نمی تونه حجم روحم رو تو خودش نگه داره. دوست دارم کاری کنم که روحم از بدنم خارج شه و آزادانه توی محیط پرواز کنه و از بالا به تنم که روی زمین آروم و بی دغدغه دراز کشیده نگاه کنه...

گفته بودم که یه حسی اگر زیاد تکرار شه کم کم سر (ser) میشی.

دیگه یواش یواش دارم سر میشم. دارم بی تفاوتی و اهمیت ندادن رو یاد می گیرم. دارم گذشتن رو یاد می گیرم.

نباید سخت گرفت...

:-)

پ.ن: لطفا کپی نکنید.

امیر رمضانی
۱۹ بهمن ۰۱:۴۳
ایمیلتون؟
پاسخ :
شما اگر دوست داشتین آدرس جیمیلتون رو تو خصوصی برای من بفرستین. من بهتون ایمیل می زنم.
امیر رمضانی
۱۸ بهمن ۲۱:۳۲
افرین بسیار خوبه . به هرصورت گفتین gmail. هنوزم فرق بین جیمیل با مثلا تلگرام رو نمیدونم چیه.من زیاد با ایمیل کار نمیکتم ولی به هرصورت من هم ایدی اینستاگرامم رو و هم شماره تلگرامم رو دادم به شما .نصب  تلگرام یا اینستاگرام پنج دقیقه هم طول نمیکشه. هر وقت پیام دادید من در خدمتم میتونیم حداقل از لحاط روحی بهم کمک کنیم . نذار یه hspبپره😂.خوشحالم از اشناییتون
پاسخ :
باشه ممنون
به هر حال شما احتمالا نگرانی های گاهی بی مورد آدمایی مثل من رو درک کنید.
I'm talking about my insecurities... u know
ممنون به هر حال
من هم از آشنایی با شما خوشحالم. به من آرامش داد.
امیر رمضانی
۱۸ بهمن ۲۱:۱۸
نه چیش عجیبه.یجوری میگی انگار فقط خودت این حس رو داری . بعدشم همه یک معشوق دارن نه صد تا معشوق.ولی فقط از طرف یک دوست بهت بگم این استراتژیت اصلا درست نیست و دست اخرم به ضررت تموم میشه. تو هر روزت یه ضربه عاطفیه نگو نه . سعی کن مشغولیات ذهنیت رو با کارای هنری خارج کنی از ذهنیت . نقاشی شعر موسیقی و هرچیزی که به هنر مربوط . Hspها اکثرشون یه هنرمند نهفته درونشون دارند فقط باید ظاهرش کنن .تو با این گوشه گیری نه تنها هنرمندیت رو ظاهر نمیکنی بلکه خودت و وجودت رو هم داری داخل چاه میندازی . ببخشید من بدون پرده حرف میزنم چون خیلی توی این زمینه هم تجربه دارم هم اطلاعات و دلم برای همزادم میتپه. حالا اگر از طرف همزادت یه خواهشی کنم که بالصطلاح خودت social medidدرست کنی ،دست رد به سینم میزنی؟ 
پاسخ :
بله، هر روزم یه ضربه عاطفیه، درسته به خصوص اخیرا. نه اتفاقا من بسکتبال بازی می کنم، ساز می زنم، نقد کتاب می نویسم. گفتم که نذاشتم از این لحاظ به من آسیبی بزنه درونگرا بودنم. گفتم من زیاد تو این social media ha راحت نیستم.
شما جیمیل اگر دارین برای من بفرستین لطفا.
امیر رمضانی
۱۸ بهمن ۲۱:۰۰
با ادم های معمولی نمیخوای ارتباط و تعامل داشته باشی باشه ولی باید با همزادهات تعامل و ارتباط داشته باشی . چون اونا دقیقا مثل تو هستن .چقدر میخوای تنها باشی .تو داری خودتو افسرده میکنی .خدای نکرده اگر به خودت و روحیت نرسی میشی یه ادم خشن وبی احساس یعنی عکس این حالتی که هستی که بازگشت ناپذیره . تو داری خودتو منزوی میکنی .تجربه میگه اکثر ادم های افسرده وبلاگ دارن چون هیچ نشونه ای از خودشون به جا نمیمونه .همش میخوان توی خودشون باشن. الان من خودم میفهمم چطور تایپ میکنی  چه حسی داری و....دروغ نگم خودمم دنبال همزادهای خودم بودم توی گوگل hspرو سرچ کردم با وبلاگ شما رو به رو شدم . حداقل میدونم وقتی با همزادم حرف میزنم بیهوده نیست و توی روحیم تاثیر داره .hsp ها مخصوصا توی ایران و خاوریانه خیلی کمن .خیلی . تا حالا حضورا hsp مثل خودت دیدی؟

پاسخ :
نه ندیدم. شایدم بوده باشه و من متوجه نشده باشم. من نمی خوام تنها باشم. من میخوام با یه نفر تنها باشم. یه زمانی میخواستم تنها باشم ولی دیدم نمیشه چون من احتیاج دارم یکی همش عشق بده بهم و همون اندازه هم یکی باید باشه که من همش بهش عشق بدم (می دونم عجیبه)
کلا من بدون عشق هیچم... پژمرده میشم...

امیر رمضانی
۱۸ بهمن ۲۰:۴۷
ای جان.  دقیقا حرف دل منه.اون که گفته ماها همزاد هم هستیم دقیقا درست گفته . کار اکثرا ما هم هنذفری گذاشتن و توی خیالات رفتنه☺فانتزیای ذهنیمون زیاده .خودمون رو توی هر شخصیت و جایگاهی میگونجونیم. البته خیالات خوبه به شرطی که محرک بشه برای تبدیل شدن به واقعیت . شما دقیقا مثل همه hdp ها نیازی عاطفی زیادی داری .به نظرم فکر کنم لامسی باشین یعنی بخش زیادی از نیاز عاطفیتون با نوازش و...تامین میشه .پدر مادر ها هم که کلا فقط با بچه هاشون حرف میزنن . هیچ وقت نیاز عاطفیشون رو بررسی نمیکنن.  اطرافت کسی نیست که hsp باشه .اگرم نیست حداقل سعی کن با کسانی دوست بشو که انرژی مثبت دارن . من یک ویژگی مثبتم برون گرا بودنمه. شما هم میتونی که لزز قفس درونت خارج بشی فقط به خودت بستگی داره و یک کسی که پشتیبان عاطفیت باشه
پاسخ :
دقیقا...
نه آسون نیست که از قفس درونم بیام بیرون و اگه راستشو بخواید خیلی هم اینو دوست ندارم. همینطوریش هم خیلی ازاینکه اینقدر احساساتیم همش دلم میشکنه، به خاطر همینم دوست ندارم زیاد با آدما interact داشته باشم. 
یه کسی که پشتیبان عاطفی باشه... آره، خوب بود اگر بود...
امیر رمضانی
۱۸ بهمن ۲۰:۳۰
کسی که با دیگران در مورد احساساتش صحبت میکنه برون گراست . درون گراها همیشه توی خودشون هستند و اصلا در جمع حاضر نمیشن که بیان احساست کنن. شما اقایی یا خانم؟اگر درون گرا باشید یک مورد منفیه به نظرم .هیچ وقت نمیتونید توانایی ذهنیتون رو به زبان بیارین. شما یک انسان اسثنایی هستی پر از عشق و عاطفه . حیف که این قریحه ذهنی در درونت بمیره
پاسخ :
منم همیشه تو اتاقم تنهام ولی وقتی مثلا با کسی تو شب زیر بارون تو خیابونی قدم میزنم که با نور نارنجی چراغ ها روشن شده یهو احساساتم فوران می کنه و میگم این عواطفمو. +اگر کسی باشه که منو بفهمه اتفاقا خیلی خوب احساساتمو بیان می کنم.
+ زندگی کردن در جامعه برونگراها به من خوب یاد داده چطوری اداشونو در بیارم که از لحاظ بیان خودم به مشکل بر نخورم (در موارد غیر احساسی)
+ خانم
امیر رمضانی
۱۸ بهمن ۲۰:۲۲
اها به نکته ظریفی اشاره کردی شما . پس شما هم مثل من برون گرا هستی . من هم اوایل هر جا که میشستم بیان احساسات میکردم. ولی بعد فهمیدم باید قدری خودم رو کنترل کنم اول طرف مقابل رو بشناسم بعد احساساتم رو باهاش در میون بذارم. نباید به کسی رو داد.ما که خودت بهتر میدونی خیلی به طرف مقابلمون مهربونی میکنیم و دوست داریم وقتی احترام میکنیم به دیگران احترامم ببینیم و حتی اگر طرفمون یه قدم برامون بذاره حاضریم جونمون رو هم بدیم . بخاطر همینه میگن اول طرفمون رو بشناسیم چون ممکنه از ما هزاران سو استفاده بکنند و حتی نحقیرمون کنند. اگر خدای ناکرده اطرافیان تحقیر میکنند و حرف های ازار دهنده میزنند باهاشون مسئله روحیت رو در میون بذار . ما چون انقدر مهربونی میکنیم و زود جوش میخوریم با بقیه، براشون سو تفاهم پیش میاد فکر میکنن منظوری داریم که در واقع اینطور نیست. من اینجا یه خورده سختمه صحبت کردن نگفتید اینستاگرام داریدیا نه...
پاسخ :
نه من اتفاقا درونگرا هستم. (من دوبل مشکل دارم!) و اتفاقا خیلی کم حرف می زنم.
+ نه، من از این social media استفاده نمی کنم اصلا.
امیر رمضانی
۱۸ بهمن ۱۹:۲۶
Hsp ها از آگاه ترین ،هوشیار نترین و پر عاطفه ترین انسان ها هستند. من خودمhspام . ما خدارو ،درخت رو،گل رو،طبیعت رو،کهکشهان ها و هر چیزی که در اطرافمون هست متفاوت از غیر hspها میبینیم .اگر ادم های معمولی گل باشن ما قاصدکیم .با یک باد پر میکشیم روحمون ازاده. انگار که ما به خدا و آسمون هفتمش نزدیکتریم . کوچکترین جمله ای مارو آزار میده ولی باید سعی در کنار کسانی مثل خودمون بیشتر باشیم و بهم روحیه بدیم .بعضی اوقات فکر میکنیم که غیر hspها سنگ دل و بی عاطفن ولی چون اون ها از نظر جمعیتی غالبن و ما مغلوب باید که باهاشون بسازیم و سازگار باشیم .فقط باید اون ها رو اگاه کنیم که با ما نرم تر و مهربان تر باشن و با بعضی حرفاشون دل مارو نشکونن. ما باید از این حالت خلق و خومون بهترین بهره رو ببریم و ذوق هنریمون رو شکوفا کنیم. خدارو شکر که میدونی که hspهستی بعضیا از این حالتشون خبری ندارن و در نهایت تبدیل میشن به یک هیولا(hspمنفی).ماها باید همدیگرو پیدا کنیم و از تجربیات هم استفاده کنیم .@amirramazani اکانت اینستا و09116876792اکانت تلگرام من هستش خوشحال میشم که با شما در ارتباط باشم ما ها همدیگرو بهتر درک میکنیم
پاسخ :
سلام
بله همینطوره که شما میگین. خیلی اوقات خوشحالم ازینکه اچ اس پی هستم ولی می دونید... این قضیه زندگی رو یه کم سخت میکنه. مثلا وقتی که با کسی در نهایت احساس راجع به قدم زدن در بی نهایت حرف میزنی و تنها عکس العملش یه نگاه تحقیر آمیز و اون خنده مسخره ست... واقعا دلم میشکنه از این بابت.
Lin ArcX
۰۴ بهمن ۲۰:۰۶
آره این جلمه آخرتون درسته تا حدی.
البته بعضی وقتا یه نفر هست کلا از یه موضوع خیلی گنده تر دلسرد شده.
زیر مجموعه های اون موضوع کلهم براش بی اهمیت میشن.
شاید دوسشون هم داشته باشن.حتی دلش هم بسوزه که چرا نمیتونه درست برخورد کنه با موقعیت ها و آدم ها.احتمالا سوجی شده.چیزی شبیه آیدین تو سمفونی مردگان.
« اخوی! دیگر خرابی از حد گذشته. باید بار و بنه را بست.»
پاسخ :
دقیقا درسته!
اتفاقا امروز یه جمله در این باره خوندم که پستش می کنم.
Lin ArcX
۰۴ بهمن ۱۹:۴۹
چه جالب.یعنی بین بی تفاوتی و گذشت، رابطه وجود داره؟
کاشکی یه راه در رو داشت این وسط مسط ها.
یعنی آدم سِر نشه ولی در عین حال ببخشه..
پاسخ :
راستشو بخواید نمی تونم با اطمینان بگم که بین این دو رابطه ای هست یا نه ولی وقتی بهش فکر می کنم می بینم تو بیشتر موارد وقتی خیلی بی تفاوت و بیخیال میشی تصمیم می گیری بدون اینکه حتی صداشو در بیاری که ناراحتی از موضوع رد بشی و بگذری.
البته این قضیه در رابطه با همه نمی تونه اتفاق بیوفته. مثلا وقتی آدم یه نفرو خیلی دوست داره بیشتر با اون آدم درگیر میشه چون رابطه ش و تصوری که ازون آدم تو ذهنش داره خیلی براش بیشتر از بقیه آدما اهمیت داره.
امیدوارم هیچوقت کسایی که دوسشون داریم ما رو به مرحله ای نرسونن که از خستگی بی تفاوت شیم و ازشون بگذریم.
گاهی اوقات اینکه یه نفر سریع ما رو بخشه زیاد نشونه خوبی نیست به نظرم... می تونه نشون دهنده این باشه که دیگه تحملش به آخر رسیده و فقط میخواد همه چی زودتر تموم شه.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
دخترکی تنها در دنیای کوچک خود بودم
که خواب پرواز بر فراز بلندترین درختان دیدم.
من که هستم؟
ستاره ای بر من خندید
و خدا پاسخ داد.
آخرین نظرات
مطالب پر بحث تر
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان