موهومات

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است...

توهم هشتاد و یک- بابا کرم!!!

۰ ۲

نمی دونم چرا خیلی یهویی کنجکاو شدم بدونم چه فلسفه و ریشه ای پشت رقص بابا کرم هست. با جستجو تو اینترنت به دو تا داستان کاملا متفاوت درباره این رقص "کوچه بازاری/تخته حوضی" برخورد کردم.

داستان اول که توسط یه استاد خانوم رقص ایرانی نقل شده میگه داستان بر می گرده به زمان رضاشاه (سال 1320) و ماجرای کشف حجاب. یکی از این خانم‌های شازده، باغبان مسنی داشت به نام بابا کرم. هر وقت خانم به باغ می‌آمد باغبان را صدا می‌کرد: بابا کرم چطوری؟ این باغبان به تدریج عاشق این خانم می‌شود و بعد از مدتی که خانم به فرنگ سفر می‌رود، بابا کرم از عشق اون می‌میرد. همین می‌شود که در اذهان مردم بابا کرم به عنوان یک مرد عاشق شکل می‌گیرد و آن رقص هم در آن زمان نشان دهنده حرکات یک مرد عاشق بوده در واقع بابا کرم از نمادهای نشان دهنده عشق مرد ایرانی به معشوقه اش هست کسی که بخاطر دوری از دختر مورد علاقه اش جانش را از دست می‌دهد. (به نقل از ویکی پدیا)

داستان دوم میگه  باباکـرم شخصی بوده ازلاتهـای قـدیم به اسم رسمی کـرم کـریمی. قصاب محله بوده در خیابان سیروس ( بوذرجمهری ) وهمه از او حساب میبردند. وقتی از کوچه پس کوچه های محله گذر می کرده بچه هاى فقیر و یتیمى در طول مسیرش بودند که هر روز به آنها کمک میکرد و با یک آبنبات آنها را خوشحال میکرد , طورى شده بود که این بچه ها اورا دوست داشتند و بابا کرم صدا میزدند. هروقت از دور مى آمد, بچه ها با شادى دست میزدند و میخواندند بابا کرم...بابا کرم... و آقا کرم قصاب هم براى خوشحال کردن بچه هاى فقیر با حرکت سر و گردن و دست (مدل بابا کرم امروزى) از کنار آنها میگذشت. بعدها در کاباره ها با اضافه کردن حرکات دیگر, حرکات بابا کرم تکمیل شد و تا هم اینک از رقص هاى ماندگار ایران به جا ماند. (به نقل از فردا نیوز)

حالا کدوم داستان درسته خدا داند. واقعا مایه تاسفه که ما از فرهنگمون اطلاعات دقیقی در دست نداریم.

علی
۲۲ بهمن ۲۳:۱۲
گرچه سخته زندگی شکیبا باش ...و سلام گرم بنده رو پذیرا باش
یه راست میرم سر اصل مطلب ... ببخش اگه کمی سخته متنم
داستان امروزمون بابا کرمه...و باز مشکلاتی که باهامون هم قدمه
نمیتونم چشام رو ببندم بگم حواسم نیست ... کافشن بپوشم در حالی که هوا سرد نیست 
و تاریخی که به فرهنگمون جفا کرده ... اصلا کسی هست که بهمون وفا کرده
 منم که دنبال آتوم برم لوش بدم ... میخوام توی دلم به این دنیا فوش بدم
و تو که چشات خیره به متن قصه س... مخت اندازه مغز پستس 

خخخ آقا این خط آخر شوخی بود
پاسخ :
بهم برخورد هاها
علی
۲۲ بهمن ۰۹:۴۹
سلام. بله متاسفانه همینطوره . از این قببل موارد زیاد هست که تاریخ درست نقل کرده یا فراموش شده بعضی چیزها... من خودم وقایع اطرافم حالا کشور باشه جهان باشه رو به همراه تاریخ مینویسم. به روزی شاید به درد بخوره.
پاسخ :
ااا... چه جالب :)
البته معلوم نیست همین اطلاعاتی هم که حالا داریم از جهان اطراف دریافت می کنیم چقدرش درست باشه!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
دخترکی تنها در دنیای کوچک خود بودم
که خواب پرواز بر فراز بلندترین درختان دیدم.
من که هستم؟
ستاره ای بر من خندید
و خدا پاسخ داد.
آخرین نظرات
مطالب پر بحث تر
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان