موهومات

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است...

توهم هشتاد و هفت- خدا و تنهایی

۱ ۲

خدا:

هنگامی که "گمان" می کنی تنها هستی، کاری که می توانی بکنی آن است که نزد من آیی. در اعماق روحت نزد من بیا، با قلبت با من حرف بزن و در ذهنت با من همراه شو. من با تو خواهم بود و تو این را متوجه خواهی شد.

اگر هر روز با من ارتباط برقرار کرده باشی، این کار ساده تر خواهد بود. اما اگر این کار را نکرده باشی، باز هم تو را نا امید نخواهم کرد و لحظه ای که مرا صدا بزنی، با تو خواهم بود. این را قول می دهم. حتی پیش از آنکه نام مرا بخوانی، در کنار تو خواهم بود.

من همواره حضور دارم، اما هنگامی که تصمیم می گیری مرا بخوانی، هشیاری تو نسبت به من افزون خواهد شد.

آن لحظه ای که نسبت به من هشیار شوی، اندوه تو را ترک خواهد گفت. خداوند و اندوه نمی توانند با هم در یک جا باشند، زیرا خداوند، انرژی حیات است.

پس هنگامی که نزد تو می آیم، روی خود را بر نگردان.

- گفت و گو با خدا (نیل دونالد والش)

علی
۲۶ بهمن ۲۳:۴۵
ته خطی ، داری حس تنهایی ... میگم مشتی ، تویی که همیشه بامایی
زنده داری داستانو میبینی ... چشام بسته ، ولی دستامو میگیری
نمیگم واسه من کادو بیار ... یه قدم بیا ،  من با دو میام
بدون من دوستدار همیشتم ... هنوز صدام نزدی ، من پیشتم
وقتی توی سختی همش یاد منه ... مشتی یاد تو فقط آرامش منه
پاسخ :
:(
علی
۲۶ بهمن ۲۰:۰۱
عالی و تاثیر گذار ... امیدوارم همه ی ما نه فقط دلمون همه چیزمون با خدا باشه. 
پاسخ :
بله، انشالله
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
دخترکی تنها در دنیای کوچک خود بودم
که خواب پرواز بر فراز بلندترین درختان دیدم.
من که هستم؟
ستاره ای بر من خندید
و خدا پاسخ داد.
آخرین نظرات
مطالب پر بحث تر
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان