موهومات

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است...

توهم نود و دو- تحول!

۰ ۱

از تو دعوت می کنم صبح که از خواب برمی خیزی، به یک نکته فکر کنی: امروز چه تحولی ایجاد خواهد شد؟ نه آن که، آیا امروز تحولی ایجاد خواهد شد؟ تحول بدیهی است. اما امروز این تحول چه خواهد بود؟ تو آگاهانه چه تحولی را ایجاد می کنی؟ هر لحظه از هر دقیقه، هر ساعت و هر روز به تصمیم گیری مشغول هستی. این انتخاب ها فقط مربوط به آن است که چه، چگونه متحول می شود. فقط همین!

حتی انتخابی به سادگی شانه کردن مو، بیا این نمونه را در نظر بگیریم که بسیار ساده است. تو گمان می کنی که هر روز موی خود را به یک شیوه شانه میزنی و بنابراین هیچ تغییری را ایجاد نمی کنی، اما خود عمل شانه زدن، عملی برای تغییر و تحول است. پس از اینکه از خواب برمی خیزی به سراغ آینه میروی، به موی خود نگاه می کنی و خوشت نمی آید. مویت آشفته است و تو نمی توانی به این شکل بیرون بروی. باید آن را تغییر دهی، باید قیافه خود را متحول کنی. پس دست و روی خود را می شویی، مویت را شانه میزنی و خود را برای روزی که در پیش داری آماده می کنی.

تو همواره مشغول تصمیم گیری هستی. گاهی اوقات تصمیم می گیری که چیزهایی را به شکل پیشین خود بازگردانی. در نتیجه این توهم را می آفرینی که آن ها شکل خود را حفظ کرده اند. اما تنها کاری که تو می کنی آن است که خود را از نو می آفرینی. تو خود را به صورت با شکوه ترین تعبیر از والاترین نگرشی که در مورد خود داری، از نو می آفرینی.

تمامی زندگی، روند بازآفرینی ست. این بالاترین سرور خداوند است، این تفریح خداوند است.

معانی ضمنی این مسئله در زندگی تو بسیار عظیم است. چنانچه بر آن تفکر نمایی، می بینی که پرده از راز بزرگی گشوده ام. تو هیچ کاری جز تغییر و تحول، انجام نمی دهی. تو هیچ کار جز رشد و تکامل نمی کنی. چگونگی تحول به تو بستگی دارد. آنچه در مرحله بعدی خواهی شد به تو بستگی دارد، اما بودن تو اصل است. این واقعیت که تو وجود داری، جای هیچ تردیدی ندارد. جریان امور بدین شکل است. زندگی چنین است. خداوند همین است. تو همین هستی.

- دوستی با خدا (نیل دونالد والش)


علی
۰۵ اسفند ۱۸:۰۷
تیمی که دارم میبینم اینا توشن ... دوقرونی ببینن میهنو میفروشن
توافقی که میخوام برم جفت پا توش ... دقایقی که گذشت مثل گل یا پوچ
سیمانو ریختی خاموش شد موتور...کلیدو بزار دم کوزه آبشو بخور
ملت بی صبر که هنوز در حال انتظاره ...التماس به غرب واسه تو مدال افتخاره
 شهیدی که جون داد واسه سربلندی ... تویی که غرور ملتو از جا کندی 
خدا باماس ایرانم نیست گوشه نشینم...نخوام التماس غرب کنم باس کیو ببینم 

پاسخ :
به به آقا... ستاره سهیل شدین :)
متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
دخترکی تنها در دنیای کوچک خود بودم
که خواب پرواز بر فراز بلندترین درختان دیدم.
من که هستم؟
ستاره ای بر من خندید
و خدا پاسخ داد.
آخرین نظرات
مطالب پر بحث تر
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان