موهومات

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است...

مکبث

۲ ۶

فردا و فردا و فردا 

می خزد با گام های کوچک از روزی به روزی

تا که بسپارد به پایان

رشته طومار هر دوران

و دیروزان و دیروزان

کجا بوده است ما دیوانگان را 

جز نشانی از غبار اندود راه مرگ

فرو میر آی، 

ای شمعک!

فرو میر

که نباشد زندگانی هیچ

الا سایه ای لغزان 

و بازی های بازی پیشه ای نادان

که بازد چند گاهی پر خروش و جوش نقشی اندر این میدان

و آنگه هیچ.

زندگی افسانه ای است کز لب شوریده مغزی گفته آید

سر به سر خشم و خروش و غرش و غوغا

لیک بی معنا...

پریسا سادات ..
۱۰ تیر ۲۰:۵۵
خودت نوشتی؟خیلی قشنگ بود عزیزم
هزارتا لایک
پاسخ :
عزیزی خانوم
نه خودم ننوشتم
مال شکسپیره
نویسه های یک پسرایرانی:))
۰۷ تیر ۱۰:۵۳
زندگی عشق واقعیه والا:)
پاسخ :
:-)
آریو m.r
۰۶ تیر ۰۹:۵۵
سلام وبلاگ جالبی داری
به وبلاگ منم سر بزن و نظر بزار
نظرت در مورد تبادل لینک چیه؟؟
پاسخ :
سلام :)
سپاسگزارم
امکان "دنبال کردن" در وبلاگ شما وجود نداره؟
حسنا مـ
۰۵ تیر ۲۳:۳۸
زیبا بود
پاسخ :
بله... واقعا :)
سام نجفی نیا
۰۵ تیر ۱۵:۵۵
عالی
پاسخ :
واقعا...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
دخترکی تنها در دنیای کوچک خود بودم
که خواب پرواز بر فراز بلندترین درختان دیدم.
من که هستم؟
ستاره ای بر من خندید
و خدا پاسخ داد.
آخرین نظرات
مطالب پر بحث تر
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان