موهومات

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است...

چیزهایی که به هم نگفتیم

۴ ۷

دوستت دارم برای آنچه هستی 

نه برای ارضای خودخواهی هایی

که سالهاست به عادت در ما آدمیان ریشه دوانده


بخشی از من که با خود به یغما بردی

هنوز در دستان تو است


بخشی از عاطفه ام

که در آن چشمان سیه تیله ای ات جا مانده


همان عاطفه ظریفی

که در آن هیاهوی مسکوت پارک 

از چشمانم به چشمان راز آلودت سرازیر شد


راز آن چشمان چه بود

که اینگونه مرا به ژرفای خیال کشاند


راز آن چشمانی که مرزهای پایبندی ام را درید 

راز چشمانی که از درهای آهنین قلب سردم گذشت 


هنوز در خاطر منی

تمام آن لحظات

لحظاتی که فقط بین منو توست


روزها که از از ماجرای مان گذشت

با خود گفتم که عاقبت تمام شد

اما نه

من اشتباه می کردم

هنوز هم گهگاهی آن نگاه های ماجراجو بر چشمم که نه

بر ذهنم که نه

بر قلبم می تابد


و قلبم را در آتش می گدازد

هنوز هم یادت بند بند وجودم را می لرزاند

ای غریبه


ای غریبه چیزهایی بود که ما به هم گفتیم و نگفتیم

راستی... تو که بودی؟

حالا کجایی؟ مرا به خاطر می آوری؟

تو نیز به من می اندیشی؟


- لطفا کپی نکنید.




فابانو ز.
۱۵ مرداد ۱۱:۰۸
عالی بود. 
پاسخ :
ممنون عزیزم
Aramam .F
۱۳ مرداد ۱۶:۵۷
بسیار زیبا...
پاسخ :
😊😊😊
علیـ ــر ضــا
۱۰ مرداد ۱۷:۱۸
نویسه هات همیشه خوبن 😳
پاسخ :
لطف دارید به من :)
پـــــر ی
۱۰ مرداد ۰۹:۲۵
خیلی هم عالی 
اما شعر هیچ وزنی نداره
پاسخ :
ممنونم
شعر در نهایت بی وزنی هم که باشه میشه شعر سپید
البته من در مجموع هدفم شعر گفتن نبود... فقط چیزی که تو دلم بودو نوشتم
مریــــ ـــــم
۱۰ مرداد ۰۸:۱۴
واقعا خودتون گفتین؟؟
چقد دوست وبلاگی شاعر و هنرمند دارم من
:)
پاسخ :
خودم گفتم عزیزم
نظر لطفته 😊
Va hid
۱۰ مرداد ۰۱:۳۱
نمی دونستم شعر هم می گید ،تبریک و تحسین.امیدوارم شعرهای بیشتری در وبتون قرار بدهید.شعر آدمو پالایش روحی می کنه.روحتون همیشه در آرامش.
پاسخ :
ممنون 
سپاسگزارم
Va hid
۱۰ مرداد ۰۱:۲۷
زیبا بود! کپی نمی کنم! خودتون گفتید ؟!
پاسخ :
بله... خودم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
دخترکی تنها در دنیای کوچک خود بودم
که خواب پرواز بر فراز بلندترین درختان دیدم.
من که هستم؟
ستاره ای بر من خندید
و خدا پاسخ داد.
آخرین نظرات
مطالب پر بحث تر
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان